پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

345

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )

در قلب سپاه قرار گرفت . پرچم سبز در دست مختار و پرچم سرخ به دست عبدالله بن نوفل بود . « 1 » بزرگان و افراد مسلح پيشاپيش حركت مىكردند . سپس در حالى كه شعار « يا منصور امت » سر مىدادند به سمت دار الاماره به راه افتادند . خبر حركت مسلم به ابن زياد رسيد . او كه در مسجد كوفه مشغول سخنرانى بود و مردم را به اطاعت از يزيد و پرهيز از تفرقه افكنى فرا مىخواند ، با شنيدن اين خبر به سرعت خود را به دار الاماره رساند و فرمان داد تا درها را ببندند . در داخل قصر سى نفر سرباز « 2 » و بيست نفر از بزرگان كوفه و خانوادهء ابن زياد حضور داشتند . سپاهيان مسلم پس از گذشتن از مسجد انصار « 3 » ، دار الاماره را به محاصرهء خود در آوردند . ابن زياد همراه گروهى به بالاى قصر رفتند . مردم با ديدن آنها به سويشان سنگ پراندند و به عبيدالله و پدرش ، زياد ، ناسزا گفتند . « 4 » ابن زياد به كثير بن شهاب حارثى فرمان داد تا همراه پيروان مذحجى خود از « باب الروميين » خارج شود ، و به ميان مردم برود و آنان را از گرد مسلم پراكنده سازد و از جنگ بترساند و از كيفر حاكم بر حذر دارد . همچنين به محمد بن اشعث فرمان داد تا همراه پيروان كندى و حضرموتى خود از قصر خارج شود و پرچم امان بر افرازد و مردم را به سوى آن فرا بخواند . وقتى ابن اشعث به نزديكى خانه‌هاى بنى عماره رسيد ، مسلم بن عقيل ، عبدالرحمن بن شرع شبامى را به سوى او فرستاد . ابن اشعث چون جمعيت زيادى را در برابر خود مشاهده كرد عقب نشينى كرد « 5 » ولى همراه با كثير بن شهاب ، قعقاع بن شور ذهلى و شبث بن ربعى « 6 » ، مردم را از پيوستن به مسلم بر حذر داشت . به دنبال آن گروه زيادى از مردم به آنان پيوستند و داخل قصر شدند . كثير بن شهاب از ابن زياد خواست تا به جنگ مسلم بروند ولى او نپذيرفت .

--> ( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 157 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 318 . ( 2 ) . الامامة والسياسة ، ج 2 ، ص 338 . ( 3 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 298 ، انوارالهدى . ( 4 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 52 ، كنگرهء جهانى هزارهء شيخ مفيد . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . طبرى مىگويد : ابن اشعث ، قعقاع بن شور و شبث بن ربعى با ياران مسلم به شدت به نبرد پرداختند . ( تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 381 ، دارالمعارف ) .